تور قفس در ظاهر «یک قلم خرید» به نظر میرسد، اما در اقتصاد پروژه معمولاً به ریسک توقف تولید، ریسک پارگی/فرار ماهی، هزینه نتکلینینگ و تعویض گره میخورد. اختلاف قیمت بین دو پیشنهاد، فقط وقتی معنیدار است که مشخص باشد این اختلاف از متریال/ساختار/کنترل کیفیت/خدمات و شروط قرارداد میآید یا از حذف ریسکها و هزینههای پنهان.
1) مدل قیمتگذاری: قیمت تور فقط “کیلو” یا “مترمربع” نیست
برای اینکه قیمت را قابل دفاع و قابل مقایسه کنید، ابتدا باید «واحد قیمت» را قفل کنید. رایجترین واحدها و دامهای آن:
- قیمت به ازای کیلوگرم نخ/تور:
دام: وزن میتواند با تغییر قطر نخ، نوع بافت، پوشش، رطوبت، یا حتی متعلقات/طنابها بازی کند. - قیمت به ازای مترمربع تور:
دام: «مش»، قطر نخ، نوع گره/بافت، و پوشش میتواند کیفیت را عوض کند اما در مترمربع دیده نشود. - قیمت به ازای “یک ست تور قفس” (Panel/Bag/Complete Net):
مزیت: نزدیکتر به واقعیت نصب.
دام: مشخصات متعلقات (طناب لبه، شگل/رینگ، تقویتها، زیپ/اتصالات) ممکن است مبهم باشد.
قاعده تصمیم:
قبل از مقایسه قیمت، یک «واحد تحویل + حدود مسئولیت» تعریف شود: دقیقاً چه چیزی تحویل میشود، با چه مشخصاتی، و چه چیزی خارج از قیمت است.
2) متریال: ستون اول قیمت (و اولین محل پنهانکاری)
متریال فقط نام پلیمر نیست؛ ترکیب ماده، فرآیند تولید نخ، افزودنیها و پوششها تعیین میکند تور در برابر UV، ساییدگی، بریدگی، خستگی، فولینگ و مواد شیمیایی شستوشو چه رفتاری دارد.
2-1) جنس نخ و افزودنیها
مواردی که باید در RFQ و اسناد فنی قفل شود:
- نوع پلیمر (مثلاً خانواده پلیاتیلن/پلیآمید) و گرید (صنعتی/دریایی)
- پایداری UV و نوع افزودنی ضد UV (بینام و نشان نباشد)
- محدودیت استفاده از مواد بازیافتی (در صورت ممنوع/مجاز بودن، درصد و روش کنترل)
اثر اقتصادی مستقیم:
کیفیت متریال ضعیف معمولاً خودش را با افت استحکام، تغییر شکل، و افزایش نرخ تعمیرات نشان میدهد؛ یعنی OPEX بالا و ریسک توقف.
2-2) پوششها (Coating) و تیمار سطحی
پوششها میتوانند قیمت را بالا ببرند، اما باید مشخص شود چه چیزی خریداری میشود:
- نوع پوشش/رزین و روش اعمال
- هدف پوشش: کاهش جذب آب، کاهش ساییدگی، کمک به شستوشو، یا کاهش فولینگ
- مقاومت پوشش در برابر روش نتکلینینگ (برس/واترجت/مواد مجاز)
دام رایج: «تور پوششدار» بدون تعریف آزمون پذیرش. نتیجه: قیمت بالاتر، اما عملکرد نامشخص.
3) ساختار و طراحی: جایی که قیمت به “رفتار در دریا” تبدیل میشود
ساختار تور تعیین میکند تحت جریان و موج چه مقدار Deformation رخ میدهد، حجم مفید قفس چقدر میافتد، و بارها چگونه به لبهها و اتصالات منتقل میشود.
3-1) مش، قطر نخ، نوع بافت/گره
برای مقایسه اقتصادی، مشخصات زیر باید کنار هم دیده شود:
- اندازه مش (یعنی چه مقدار بازشو)
- قطر نخ/تار و پود (یا معادل آن در ساختار)
- نوع ساختار (گرهدار/بدون گره، بافت خاص، جهتگیری پنلها)
اثر اقتصادی مستقیم:
ساختاری که تحت بار تغییر شکل زیادی دارد، میتواند باعث افت حجم مفید، افزایش تراکم واقعی، افت اکسیژن موضعی و رشد فولینگ شود؛ یعنی هزینه خوراک تلفشده، تلفات، و نتکلینینگ بیشتر.
3-2) تقویتها و لبهسازی (Selvage / Rope)
جزئیات لبهها و تقویتها معمولاً تفاوت قیمت را میسازد:
- طناب لبه: جنس، قطر، روش اتصال به بدنه تور
- پنلهای تقویتی در نقاط پرتنش
- حلقهها/رینگها/اتصالات: نوع متریال، پوشش ضدخوردگی، استاندارد ساخت
دام رایج: قیمت پایین با حذف یا ضعیفسازی لبهسازی؛ نتیجه: پارگی از لبهها، افزایش تعمیرات و ریسک حادثه.
4) QC و مدارک: چیزی که “قیمت” را قابل راستیآزمایی میکند
QC اگر فقط یک برگه عمومی باشد، ارزش اقتصادی ندارد. قیمت منطقی زمانی قابل دفاع است که پشت آن مسیر اثبات کیفیت وجود داشته باشد.
4-1) حداقل بسته مدارکی که باید درخواست شود
- مشخصات فنی (Spec Sheet) با شماره نسخه و تاریخ
- گزارش آزمونهای کلیدی (آزمایشگاه معتبر داخلی/خارجی یا رویه داخلی با قابلیت ممیزی)
- ردیابی (Traceability): بچ/لات نخ و تاریخ تولید
- معیار پذیرش (Acceptance Criteria) و روش نمونهبرداری
4-2) آزمونهایی که معمولاً قیمت را توجیه/رد میکند
(نام آزمون مهم است، اما مهمتر «معیار پذیرش» و «روش نمونهبرداری» است)
- استحکام کششی و ازدیاد طول
- مقاومت گره/اتصال (اگر ساختار گرهدار است)
- مقاومت سایشی
- پایداری در UV (یا شواهد معتبر معادل)
- یکنواختی قطر/وزن واحد سطح (برای جلوگیری از “تور اسمی”)
قاعده تصمیم:
هر ریال اختلاف قیمت، باید به یک تفاوت قابل اندازهگیری در متریال/ساختار/آزمون/گارانتی/خدمات وصل شود؛ وگرنه اختلاف، «ریسک پنهان» است.
5) خدمات، لجستیک و پشتیبانی: بخش غیرقابلدیدن قیمت
در بسیاری از پروژهها، هزینه واقعی از همین بخش ضربه میخورد؛ مخصوصاً وقتی تأخیر یا عدم انطباق رخ دهد.
5-1) اقلام خدماتی که باید شفاف شود
- اندازهگیری، الگوگیری و نقشه پنلها (Pattern)
- بستهبندی مناسب حمل دریایی/انبارش
- آموزش نصب و دستورالعمل نگهداری
- پشتیبانی در دوره بهرهبرداری (بازدید دورهای/عیبیابی)
- تامین قطعات مصرفی و تعمیرات (Patch/cord/connector)
5-2) هزینههای پنهان مرتبط با لجستیک و زمان
- زمان تحویل (Lead Time) و ریسکهای آن
- هزینه خواب سرمایه و تأخیر در راهاندازی
- شرایط ارز/پرداخت و هزینههای بانکی/انتقال
- هزینههای گمرک/حمل (در صورت واردات)
6) منطق اولویتبندی: چه چیزی در قیمت “مهمتر” است؟
برای اینکه از بحثهای کلی خارج شوید، معیارها را به ترتیب اثر اقتصادی بچینید:
- ریسک پارگی/فرار ماهی/توقف تولید (اثر مستقیم روی درآمد و بیمه/مسئولیت)
- تغییر شکل و افت حجم مفید (اثر روی رشد، تلفات، خوراک، کیفیت آب)
- هزینه نتکلینینگ و نگهداری (OPEX و دسترسی عملیاتی)
- قابلیت اثبات کیفیت (QC/Traceability) (کاهش ریسک دعوا و عدم انطباق)
- خدمات و پاسخگویی تامینکننده (کاهش زمان حل مسئله)
این ترتیب در اکثر پروژهها منطقی است، مگر اینکه شرایط سایت یا مدل قرارداد، ریسکها را جابهجا کند.
7) مسیر شواهد و راستیآزمایی
یک مسیر ساده و قابل اجرا برای خرید حرفهای:
گام 1: قفل کردن RFQ
RFQ باید شامل موارد زیر باشد:
- واحد قیمت و تعریف دقیق اقلام تحویلی
- مشخصات متریال و ساختار (مش، قطر نخ، نوع ساختار، پوشش)
- محدوده QC و آزمونها + معیار پذیرش
- شرایط تحویل، بستهبندی، برچسبگذاری و ردیابی
- گارانتی و شرایط عدم انطباق
گام 2: شروط قراردادی کلیدی (برای کاهش اختلاف و ریسک)
- Acceptance: معیار پذیرش، تعداد نمونه، روش آزمون، و مرجع حل اختلاف
- عدم انطباق: تعویض/اصلاح/مرجوعی، هزینه حمل، و زمانبندی
- جریمه تأخیر (در صورت نیاز): تعریف قابل اجرا و متناسب
- گارانتی واقعی: دقیقاً چه خرابیهایی را پوشش میدهد و چه مواردی استثنا است
- مستندسازی تحویل: Packing list، شماره لات، گزارش آزمونها
در پروژههای ایرانی، این بخش معمولاً نقطهای است که با یک قرارداد دقیق، دهها درصد از ریسک اقتصادی کم میشود؛ رویکردی که در عمل توسط مجموعههایی مثل گروه صنعتی توربافان هم در مسیر حرفهایسازی خرید و تحویل قابل مشاهده است.
8) الگوهای خرابی رایج و اهرمهای پیشگیری
الگو 1: قیمت پایین، اما افزایش تعمیرات و توقف
- نشانهها: پارگی از لبهها، دررفتگی اتصالات، ساییدگی زودرس
- تأیید: نبود آزمون سایشی/لبهسازی مبهم/ردیابی نامشخص
- اقدام: تعریف دقیق تقویتها + معیار پذیرش + نمونهبرداری
الگو 2: پوشش نامشخص، عملکرد نامطمئن در نتکلینینگ
- نشانهها: پوستهشدن پوشش، افزایش فولینگ، سختشدن شستوشو
- تأیید: نبود مشخصات پوشش و آزمون سازگاری با روش تمیزکاری
- اقدام: تست میدانی محدود یا تعریف آزمون/شرط پذیرش
الگو 3: اختلاف واحد قیمت و بازی با مقایسه
- نشانهها: یکی “کیلو” میدهد، دیگری “مترمربع”، یا اقلام تحویلی متفاوت است
- تأیید: نبود BoM/لیست اقلام و تعریف Deliverable
- اقدام: یکسانسازی واحد + لیست اقلام + نقشه تحویل
9) دامها و سیگنالهای گمراهکننده در قیمت
- “قیمت پایینتر” بدون مسیر اثبات کیفیت: صرفاً انتقال ریسک به مزرعه است.
- گارانتی مبهم: گارانتی بدون معیار پذیرش و بدون روش بررسی، در اختلاف عملیاتی کماثر است.
- ادعاهای بدون سند (UV، تور ضد فولینگ، عمر بالا): اگر قابل آزمون/مستندسازی نیست، در قیمتگذاری نباید وزن زیادی بگیرد.
- ابهام در مسئولیت نصب و اندازهگیری: اشتباه الگوگیری میتواند تور را از ابتدا وارد چرخه تعمیر کند.
10) جمعبندی تصمیم
چه زمانی قیمت بالاتر قابل توجیه است؟
- وقتی تفاوت قیمت به متریال قابل اثبات + ساختار دقیق + QC قابل ممیزی + شروط قراردادی روشن + خدمات واقعی وصل است.
- وقتی پروژه حساس به توقف تولید است یا سایت دارای ریسکهای غالب (جریان/طوفان/فولینگ شدید/شکارچی) است.
اقدامات پیش از سفارش
- RFQ را با واحد قیمت قفل کنید و اقلام تحویلی را دقیق بنویسید.
- بسته مدارک QC/Traceability و معیار پذیرش را الزام کنید.
- ماتریس مقایسه را کامل کنید و هر اختلاف قیمت را به یک تفاوت قابل سنجش وصل کنید.
- شروط عدم انطباق، زمان تحویل و مرجع آزمون را در قرارداد شفاف کنید.
شرایط توقف (Stop Conditions)
- واحد قیمت یا اقلام تحویلی مبهم است و تامینکننده شفافسازی نمیکند.
- سند QC/آزمونها قابل راستیآزمایی نیست یا معیار پذیرش ندارد.
- گارانتی/عدم انطباق مبهم است و مسئولیتها قابل اجرا تعریف نشده است.
در نهایت، قیمت تور قفس «جمع چند عدد» نیست؛ یک بسته ریسک-هزینه است. اگر هدف، تصمیم قابل دفاع و قابل ممیزی باشد، باید قیمت به زبان مدرک، معیار، و قرارداد ترجمه شود؛ رویکردی که در خریدهای حرفهایِ بازار و زنجیره تامین از جمله در تعامل با تامینکنندههایی مانند گروه صنعتی توربافان میتواند اختلافها را از «حدس» به «شواهد» تبدیل کند.
سوالات متداول
1) چرا دو قیمت برای یک “تور قفس” اینقدر اختلاف دارد؟
بهطور معمول اختلاف از ترکیب متریال، ساختار و تقویتها، سطح QC و مدارک، اقلام تحویلی، و خدمات/شرایط قرارداد میآید؛ اگر اینها شفاف نباشد، اختلاف اغلب ناشی از حذف ریسکها و هزینههای پنهان است.
2) بهترین واحد برای مقایسه قیمت چیست؟
برای بهرهبرداری، «ست کامل تور با اقلام تحویلی مشخص» معمولاً قابل دفاعتر از کیلو یا مترمربع است؛ اما هر واحدی انتخاب شود باید همه پیشنهادها با همان واحد و همان اقلام مقایسه شوند.
3) حداقل مدارک QC که باید بخواهیم چیست؟
Spec Sheet نسخهدار، گزارش آزمونهای کلیدی با معیار پذیرش، و Traceability (لات/بچ و تاریخ تولید) بههمراه روش نمونهبرداری و پذیرش.
4) خدمات پس از فروش در قیمت چه اثری دارد؟
اگر خدمات شامل الگوگیری/آموزش نصب/پشتیبانی بهرهبرداری/تامین قطعات مصرفی باشد، میتواند OPEX و زمان خواب را کاهش دهد؛ اما باید قابل اندازهگیری و در قرارداد قابل پیگیری باشد.
5) چه زمانی باید خرید را متوقف کرد؟
وقتی واحد قیمت و اقلام تحویلی مبهم است، یا مدارک QC قابل راستیآزمایی نیست، یا شروط پذیرش/عدم انطباق در قرارداد قابل اجرا تعریف نشده است.





بدون دیدگاه